عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

965

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

دولت تحريك [ نمودند ] كه همهء زحمات علما براى راحت شماست . آنها هم بيدار شده‌اند و هر روز به صاحبمنصب خود براى مواجب شورش مىنمايند . طهران در بيست و يكم ربيع الثانى ، شاه در حياط گردش كرد با درشكه و قدرى هم زير بغل او را گرفته به پاى خود به زحمت راه رفت . بعد وزرا و نايب السلطنه آمدند . در شب بيست و يكم تا صبح اهالى نظام در طهران گردش كردند . جمعى را گرفتار نمودند ، در قراولخانه نگاه داشتند . ازجمله مجتهد تبريزى و نيز درشكه و كالسكه با صاحبش را گرفتند . طهران غير امن است . خود سربازها دزدى مىنمايند و مصباح السلطنه را در اوايل شب ، در دروازهء داخل طهران سرباز امير بهادر لخت كرد . در اردو ، بعد از ساعت چهار از شب [ هركه ] برود ، حكم شده با تير بزنند و شيخ الرئيس « 1 » را نيز در آن شب گرفتار و از شهر اخراج نمودند . خراسان در عشر آخر ربيع الاول در قريهء فريمان از دهات تابعهء خراسان سيلى آمده در نه ذرع ارتفاع و سى ذرع عرض . سى و هفت [ تن ] را تلف مىنمايد و در قلعهء كلات بجنورد كه دامنهء كوهى واقع است از آمدن سيل خراب شده . در روز بيست و پنجم ربيع الاول ، دو ساعت به غروب سيلى عظيم در قوچان آمده يكصد خانه را خراب كرد . كنگاور در عشر اول ربيع الثانى ، يك نفر از رعاياى كنگاور از صحرا قارچ آورده ، خود و عيال و دو نفر اطفال و يك چوپانش خورده قى و اسهال نمودند . تمام مرده‌اند . زن همسايه هم [ يك ] لقمه خورده دچار قى و اسهال شده . صورت مكتوب بغداد روزنامهء مظفرى بوشهر چند ماه قبل ، عشاير عثمانى از حدود خود تجاوز نموده يك قلعه و مقدارى از حدود

--> ( 1 ) . شاهزاده ابو الحسن ميرزا ملقب به شيخ الرئيس از خطبا و ادباى بنام